به نام خدا
نخستين قطرة باران
سفر کرد وزان پس قعرِ دريا پر گُهر کرد
سلام عرض می کنم
خدمت همة استادان، صاحب نظران، صاحب منصبان و دانشجويان گرامی.
آنچه می خواهم
بگويم، در واقع ارائة گزارشی است از سوی يک زوج جهانگرد ايرانی برای هم ميهنان خود.
اين گزارش دارای دو بخش است: گزارش نخست مربوط است به سابقة سفرهای ما. و گزارش دوم
در بارة سفری است که نام آن را گذاشته ايم « سفر به دور دنيا در
800
روز با موتور سيکلت »
و شعار آن «در ستايش زندگی» است.
ما (يعنی
بنده معصومه اميری مقدم و همسرم محمود قيدی) پس از فَراغت از تحصيل در دانشگاه در
رشته های برق و الکترونــــيک، آرام آرام و با گشت و گذار هايی در گوشه هايی از
سرزمينمان و حتی گاه با زندگی های شش ماهه و يک ساله در شهرهای مختلفِ کشور
زيبايمان، روحية گردشگری و جست و جو را در درونمان کشف کرديم. در سالهای بعد موفق
شديم که با شيوه های معمول به چند کشور سفر کنيم که ارمنستان ، ايتاليا و ترکيه از
جملة اين کشورها بودند. اما نيرويی شگفت در درون ما می جوشيد و ما را بر آن می داشت
که در انديشة سفرهای دورتر و با روشهای نا آزموده تری باشيم.
بنابر اين با
تدارک سفری به راه ابريشم با خودروی شخصی (يک دستگاه پرايد)، در آن زمان در صدد
برآمديم که پاسخ آن نيروی درونی را بدهيم. برای آغاز نتوانستيم حتی نقشه ای را که
بتواند خط سير اين راه را به ما نشان دهد، به دست بياوريم تا اينکه از يک دوست
جهانگرد اروپايی خواستيم که اين نقشه را برای ما فراهم کند. پس از انجام امور
مقدماتی برای دريافت مجوزهای لازم برای خروج از کشور، ورود به کشورهای مسير، اخذ
پلاک و گواهی نامة بين الملـــــلی، بدون دريافت هيچ گونه کمک دولتی و خصوصی به اين
راه پر خطر قدم گذاشتيم. در طول پنج ماه، چند هزار کيلومتر راه را از ميان کوه و
دشت و به ويژه بيابان و کويرهايی که محل گذر کاروانهای قاچاق اورانيوم بود، پشت سر
گذارديم؛ راههايی را رفتيم که در طول چند صد سال بلکه چند هزاره با شتر پيموده می
شده است و هم اکنون هم بسياری از اين مسيرها خاکی و يا حداکثر شوسه اند؛ از
ترکمنستان،تاجيکستان، ازبکستان، قرقيزستان و قزاقستان گذشتيم؛ مرو و بخارا و سمرقند
را که نشانة يگانگی فرهنگی ايران باستان است، زيارت کرديم تا اينکه به چين رسيديم.
در مرز چين به دليل ممنوعيت ورود با هرگونه وسيلة نقليه، متوقف شديم و ناچار کوله
به پشت از شهرهای غربی چين که نامهای ايرانی دارند (مانند کاشی يا کاشغر و يارکند)،
گذشتيم و با هفتاد و دو ساعت ايستادن در قطار، خودمان را به شرق چين رسانديم؛ پکن
را ديديم؛ از شهر ممنوعه بازديد کرديم و در کنار اژدها که نمادی چينی است، مجسمه
های شير های ايرانی را در دروازة ورودی آنجا ديديم که نشانگرِ اهداءِ شيرهای ايرانی
به پادشاهان چين در زمان ساسانيان است. در تمام طول اين راه، از ايران امروزی تا
غرب چين، آنچه ديديم گسترة فرهنگ باستانی مشترکی است که امروزه همة اين نواحی را
ايران فرهنگی می ناميم. گستره ای از سازه های باستانی تا واژه های
ايرانی.
در راه بازگشت
در بيابان های گسترده و بی انتهای قزاقستان با تمام وجود، خداوند جان آفرين را حس
کرديم؛ به ويژه آن زمان که هجده ساعت در ميان باد و باران، در ميانة کوير و بيابان،
به دور از هر نوع آبادی و آبادانی، تنها ما دو نفر بوديم و کوير بود و پرايدِ به گل
نشسته و ... خدا. حال در می يابيم که ناصر خسرو بزرگ که هزار سال
پيش، طی هفت سال از شرق ايران تا مصر را در نورديده است، چه بی همتا سروده است که:
برخاستم از جای و
سفر پيش گرفتـم نَز خانهُ م ياد آمد و نَز گلشن و منظــر
از سنگ بسی ساخـته
ام بستر و بالين
وُز ابر
بسی ساخته ام خــيمه و چــادُر
گاهی به زميـنی که
دُرو آب چو مرمر گاهی به جهانی که دُرو خاک چو اَخگر
ايزد چو بخـــواهد
بگشايد درِ رحمت دشواری، آسان شود و صَعــــب ميسر
گزارش جامعترِ
سفر جادة ابريشم را می توانيد در وب سايت ما ملاحظه بفرماييد.
و اما گزارش دومی
که لازم است به عرض برسانم، مربوط است به سفری که پيش رو داريم : دور دنيا در
800
روز با موتور سيکلت.
پس از
بازگشت از جادة ابريشـــــم، بر آن شديم که سفری ديگر را پی ريزی کنيم. اين بار آن
نيروی درونی بی تابتر شده بود و ما گويی نه تنها همة مشکلات و سختی های سفر پيشين
را فراموش کرده بوديم، بلکه با اندوخته ای تازه، تشنه تر و کنجکاوتر هم شده
بوديم.اين چنين بود که اين بار ما پهنای جهان را پيشِ روی آورديم.
همان که نياکانِ نيکِ ما آن را گيتی ناميده اند. گيتی با رجوع به
زبانهای باستانی ايران به معنای « جای زندگی » است و با واژه های گيهان و گيومرث هم
ريشه است. پس دوستانِ خوش ذوقِ ما شعار « در ستايش زندگی » را برای
سفر تازة ما برگزيدند.
اين بار خداوند
ما را در مسير تازه ای قرار داد؛ به اين ترتيب که با دوستانی آشنا شديم که تصميم
داشتند ما را در اين سفر ياری کنند. اين دوستان که در دو مؤسسة رشد پژوهش ايرانيان
و آرام شرق ايرانيان گردِ هم آمده اند، به طور داوطلبانه خواستند که امور مربوط به
برنامه ريزی، هماهنگی و پشتيبانی ما را بر عهده بگيرند. هدف آنها اين است که از اين
سفر که پس از سفر برادران اميدوار ( پس از پنجاه سال )، دومين سفر ايرانيان به دور
دنيا با موتور سيکلت است، نتايج فرهنگی و اجتماعی گسترده تری گرفته شود. ديدگاه های
فرهنگی، باورها، انگيزه ها، خون گرمی و صميميت اين دوستان ما را جذب کرد. ما که مي
خواستيم سفر خود را در فروردين ماه آغاز کنيم، اين چنين شد که آغاز سفر با چند ماه
تأخير را پذيرفتيم تا بتوانيم برنامه ريزی مناسب و جامعتری را انجام دهيم. البته ما
پيش از اين در طول دو سال پی گيری توانسته بوديم که کلية مجوزهای لازم برای اين سفر
را از سازمان ميراث فرهنگی، وزارت امور خارجه، سازمان گمرگ، وزارت کشور و راهنمايی
و رانندگی (برای مجوز تردد موتور هزار سی سی) و کانون جهانگردی دريافت کنيم.
اين برنامه ها
به اين صورت ترتيب داده شده اند:
1
ـ تدوين اهداف که شامل اهداف شخصی، فرهنگی و ورزشی است. پيوند با طبيعت، جست و جوی
مردم و زندگی در افقهای ديگر. شناختن فرهنگها، داد و ستد فرهنگی با مردم ديگر
کشورها، معرفی آداب و رسوم و جاذبه های ايران از سوی يک زن و شوهرِ ايرانی به عنوان
نمادِ کوچکی از خانواده های ايرانی به مردم جهان، بهره برداری از انديشه های مولانا
برای رساندنِ پيام صلح و دوستی مردم ايران به مردم جهان با توجه به اينکه امسال سال
جهانی مولانا است، ثبت رکورد موتورسواری يک زوج به دور جهان در صورت حمايت سازمان
تربيت بدنی، ترويج روحية گردشگری در ميان هم ميهنان به ويژه خانواده ها، همه و همه
از جمله اهداف تعيين شده برای اين سفر هستند.
2
ـ برنامه ريزی : برنامه ريزی اين سفر نيز در چند محور طراحی گرديد:
نخست ـ
طراحی و فعال کردن وب سايتی با نام در 800 روز(WWW.IN800DAYS.COM)
که از چند ماه پيش به اين سو فعال است و همه روزه، اطلاعات آن روزآمد می شود.
دوم
ـ
تعيين خط سير سفر. در حــــــــال حاضر چهل و هفت کشور از پنج قاره در اين خط سير
در نظر گرفته شده اند.
سوم
ـ
وسايل سفر که اين
موارد را شامل می شوند: موتور سيکلت هزار سی سی تورينگ، وسايل رفاهی و بهداشتی (
ازقبيل چادر، اجاق، حمام سيار، ظروف وغيره ) و همچنين تجهيزات الکترونيکی از جمله
جی پی اس، لپ تاپ و دوربين های عکس برداری وفیلم برداری.
چهارم ـ
تشکيل شورای علمی از ميان صاحب نظران در رشته های گوناگون و برگزاری جلسات
مشاوره ای برای برنامه ريزی دقيقتر و گردآوری اطلاعات بيشتر از کشورهای مسير، آداب،
عادات و جاذبه های گردشگری اين کشورها.
پنجم ـ
از ديگر برنامه ها، برقراری ارتباط با سازمان های فرهنگی بود که در دو عرصة داخلی و
جهانی پی گيری شد: در داخل کشور با سازمان های ميراث فرهنگی،صنايع دستی و گردشگری(
به ويژه بخشهای مختلف پژوهشگاه)، فرهنگ و ارتباطات اسلامی، تربيت بدنی و کميسيون
ملی يونسکو در ايران و برخی سازمانهای فرهنگی ديگر ارتباط برقرار شد. در سطح جهانی
نيز ارتباط هايی نيز برقرار گرديده است که برخی از آنها محافل علمی هستند.
ششم ـ
برنامه ديگری که در دستور کار گروه يارانِ ما از ابتدا قرار داشته است، پوشش رسانه
ای مناسب است که اين پي گيری نيز تا کنون با موفقيت انجام پذيرفته است تا آنجا که
تا کنون چند نشريه، چندين سايت خبری و چند برنامة راديويی و تلويزيونی به انتشار
مصاحبه يا خبر های مربوط به اين سفر پرداخته اند که در همين جا از همة آنها تشکر می
کنيم.
ششم ـ رساندن
پيام های فرهنگی مردم ايران به مردمی که در طول مسير با آنها روبرو خواهيم شد، از
ديگر برنامه های اين گروه کاری بوده است. اين پيام ها بعضاً شخصی است که می بايست
در رفتار خودِ ما تجلی پيدا کند، مثل خون گرمی، مردم دوستی، نوع دوستی و صـــــلح
طلبی مردم ايران که امروزه اگر چه ممکن است کم رنگ شده باشد اما هر يک از ما به
عنوانِ يک شهروند ايرانی اصيل وظيفه داريم که فرهنـــــگی را که نياکان مان برايمان
به يادگار گذارده اند، حفظ کنيم. اما برخی ديگر از اين پيام ها، پيام هايی هستند که
نياز به حمايت های سازمان های مختلف فرهنگی دارند که در اين زمينه پيشنهادهايی در
چندين محور به صورت طرح هايی مجزا به بخش های مختلفِ سازمان ميراث فرهنگی، سازمان
تربيت بدنی، شهرداری تهران، کميسيون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران و ستاد
بزرگداشت مولانا داده ايم. البته برخی از اين سازمان ها پاسخِ مناسبی نداده اند و
برخی در حال بررسی اين طرح ها هستند.
پرگويی ما را
بگـــــذاريد به حساب اينکه به زودی از ايران خواهيم رفت و به همين دليل دوست داريم
که با هم ميهنان مان بيشتر بگوييم و بشنويم.
در پايان ضمن
اظهار خرسندی از حضور در اين جمع و سپاسگزاری از جنابان آقايان : دکتر هاشمی، دکتر
موسوی، دکتر چيت ساز و دکتر الماسی و مهندس دلیری که امکان حضور در اين همايش را
برای ما فراهم فرمودند، از همة استادان و دانشجويان گرامی درخواست می کنم که از
طريق ايميل و وب سايت، ما را در اين سفر همراهی کنند چه در طولِ اين سفر بلند در
کنار همة ابعادِ سازنده و جذاب و پرکششِ خود، يک وجه ديگر نيز دارد که برای ما
ايرانيان در هر کجای اين جهان پهناور که باشيم، دلسوز و جانکاه است: غمِ دوری و
جدايی و فِراق از مامِ ميهن و از مردمی که دوستشان داری و تو را دوست می دارند.
اجازه می خواهم که سخنم را با شعری از سعدی بزرگ پايان ببرم :
تا تو به خاطر
منی، کس نگذشت بر دلم مثل تو کيست در جهان تا زِ تو مهر بگسِلَم